وبلاگ برتر مشاوره خانواده

رهیافت درمانی رفتاری – شناختی (CBT) یک رهیافت درمانی کوتاه مدت از درمان رفتاری است که در حل کردن مشکلات افراد و پیدا کردن رابطه مابین عقاید، تفکرات و احساسات و در نهایت الگوها و اقدامات رفتاری در مشاوره خانواده مفید می باشد. در طول CBT افراد یاد می گیرند که نحوه تفکرات و احساسات آنها، به صورت مستقیم بر واکنش آنها در موقعیت های خاص تاثیر دارد. به بیان دیگر، فرآیند تفکر یک فرد نشانگر رفتارها و اقدامات وی می باشد. رهیافت درمانی رفتاری – شناختی، به صورت یک تکنیک متمایز و مشخص نمی باشد؛ بلکه یک عبارت عمومی و کلی است که اشاره به گروهی از روش های درمانی اشاره دارد که در روش شناسی درمانی شباهت های یکسانی با یکدیگر دارند. برای مثال، این گروه شامل روش درمانی رفتاری با انگیزش عقلایی، روش درمان شناختی و روش درمان رفتاری دیالکتیکی (مناظره ای) می باشد.

فهرست مطالب

  • نحوه کار روش درمانی رفتاری – شناختی
  • تکنیک های CBT
  •  شرایط و مشکلات سلامت روانی که با CBT مرتفع شده است
  • تاریخچه رهیافت درمانی رفتاری - شناختی
  • نگرانی ها و محدودیت های مربوط به رهیافت درمانی رفتاری – شناختی
  •  منابع


نحوه کار روش درمانی رفتاری – شناختی

روش درمای رفتاری – شناختی بر مبنای این عقیده شکل گرفته است که دیدگاه یک فرد نسبت به اتفاقات – به جای خود اتفاقات – تعیین کننده نحوه احساس و واکنش وی نسبت به آن اتفاق می باشد. برای مثال، اگر یک فرد دارای اضطراب شدید باور داشته باشد که "امروز همه چیز بد خواهد بود"، این تفکرات منفی باعث می شود که وی فقط بر مشاهده کردن موارد منفی تمرکز کند و همچنین وی از اقدامات و تفکراتی که می تواند سیستم باور منفی را رد و بی تاثیر کند، کاملا روی بگرداند و از آنها استفاده نکند. بعد از آن، وقتی که در آن روز هیچ چیز درست به نظر نمی رسد، ممکن است که حس اضطراب در فرد حتی بیشتر از قبل شود و سیستم باور منفی می تواند تقویت شود. این امر باعث می شود که فرد با ریسک به دام افتادن در یک وضعیت بد، یک چرخه متوالی از تفکرات منفی و اضطراب روبرو باشد.


درمانگران رفتاری – شناختی بر این باورن که ما با تعدیل تفکرات خودمان، می توانیم به طور مستقیم و کارا بر عواطف و احساسات خودمان تاثیر بگذاریم. به این پروسه تعدیل، بازسازی شناختی گفته می شود. آرون تی. بک[1]، روان پزشکی که در جاهای مختلف از  ویبه عنوان پدر روش درمانی شناختی یاد می شود، معتقد است که الگوی تفکر یک فرد می تواند در دوران کودکی وی شکل گیرد، و بنابراین یک سری خطاهای شناختی خاص می تواند منجر به ایجاد افسردگی ژنتیکی و یا فرضیات عدم کارایی مناسب در وی شود.


خطاهای شناختی معمول و فرضیات بدکارکردی آنها عبارتند از:


·        خود مرجعی: هر شخصی همواره توجه خود را روی من متمرکز می کند، به خصوص وقتی که یک کار اشتباهی بکنم

·        برداشت های انتخابی: تنها چیز مهم اشتباه من است. من بر اساس اشتباهاتم در نظر گرفته می شوم.

·        کلی سازی افراطی: اگر یک چیز در یک مجموعه خاصی درست باشد، آن مورد در  همه مجموعه ها درست است.

·        مسئولیت پذیری بیش از حد: من مسئول و عامل همه اشتباهات و اتفاقات بدی هستم که اتفاق می افتند.

·        تفکر دو بخشی: یک دید افراطی نسبت به دنیا دارند، همه چیز راسیاه یا سفید (یا به اصطلاح صفر و یک) می بینند و هیچ حالتی میانی در نظر گرفته نمی شود.


فرآیند رفتاری شناختی بر مبنای یک مدل آموزشی می باشد که در طول آن به افراد درمانجو در مورد واکنش های منفی فراموش شده کمک شده و موارد جدید و واکنش های و احساسات مثبت نسبت به موقعیت های چالشی به آنها آموخته می شود. درمانگر با تفکیک و تجزیه کردن مشکلات کلی به بخش های جزئی تر که قابل مدیریت هستند و تعیین و بدست آورن هدف های کوتاه مدت، تفکرات، احساسات و واکنش های فرد درمانجو را که در موقعیت های چالشی قرار دارد را به آرامی تغییر و تعدیل می دهد. تغییر نگرش ها و رفتارها می تواند به افراد کمک کند تا در مورد مشکلات خاص، روش های موثر و کارایی را پیدا کنند.


تکنیک های CBT

روش درمانی شناختی – رفتاری صرفا شامل نشستن و صحبت کردن در رابطه با مواردی که به ذهن خطور می کند، نمی باشد و موارد بیشتری را شامل می شود. این رهیافت ساختارمند اطمینان حاصل می کند که درمانگر و درمانجو های درگیر در درمان بر اهداف مربوط به هر دوره متمرکز می شوند، و اطمینان حاصل می کند که وقت صرف شده در درمان، کارا می باشد. شخص درمانجو از رابطه همکاری و مشارکتی بهره مند می شود به نحوی که وی بدون ترس از قضاوت، می تواند مشکلات شخصی خود را بازگو کند. همچنین به وی کمک می شود تا مشکلات و مسائل جاری را بدانند و بدون اینکه به او بگویند که چه کاری باید بکند، به وی اجازه می دهند تا خودش انتخاب کند.


تکنیک های CBT شامل ابزارهای درمانی مختلفی است و به افراد درمانجو کمک می کند تا وضعیت ها و الگوهای عاطفی خود را ارزیابی کنند. درمانگران CBT می توانند از تکنیک های مختلفی استفاده کنند که برخی از آنها عبارتند از:


·        گزارش روزانه داشتن

·        باورهای چالشی

·        هوشیاری و آگاهی

·        راحت و ریلکس بودن

·        تمرینات اجتماعی، فیزیکی و تفکری که باعث می شود فرد نسبت به الگوهای عاطفی، احساسی و رفتاری خود آگاه شود.


برای موثر تر کردن این روش درمانی، در خارج از جدول زمانی مربوط به درمان تکالیف و تمرینات خانگی (همانند ماموریت های مربوط به تمرینات عملی، مطالعه ای و نوشتاری) توسط افراد درمانجو انجام می گیرد. تکالیف خانگی یکی از جنبه های مهم در بیشتر روش های درمانی CBT می باشد و افراد را در چالش قرار می دهد تا حتی در زمانی که درمان به پایان می رسد، به صورت مستقل کار کنند.


افرادی که از روش درمانی رفتاری – شناختی استفاده می کنند، معمولا بیش از 16 دوره را پشت سر می گذارند که هر کدام از آنها تقریبا یک ساعت به طول می کشد. افراد درمانجو مهارت های مقابله ای جدید را یاد می گیرند و برای مدیریت بهتر مشکلات، ایجاد و توسعه باورها و رفتارهای مثبت توانمند می شوند و حتی ممکن است قادر به حل برخی از مشکلات زندگی خود بشوند که مدت زمان طولانی با آن سر و کار داشته اند.


شرایط و مشکلات سلامت روانی که با CBT مرتفع شده است

افرادی که دارای مشکلات عاطفی و رفتاری خاصی می باشند و همچنین افرادی که دارای مشکلات خاصی هستند که بر کیفیت زندگی آنها تاثیر گذار می باشد، می توانند از روش درمانی رفتاری – شناختی استفاده کنند و بر آنها غلبه کنند. در این شرایط، درمانگر و درمانجو به صورت دقیق می دانند که کدام مشکل را هدف قرار دهند. بنابراین یک رهیافت حل مشکل  CBT را تعریف می کنند که بر اساس هدف تعیین شده بوده و مناسب می باشد. CBT برای درمان موثر مشکلات زیادی به کار می رود که برخی از آنها عبارتند از:


·        افسردگی

·        اضطراب

·        مشکلات مربوط به وضعیت روانی

·        استرس بعد از آسیب

·        وسواس فکری و اجبار

·        علائم خستگی مفرط (CFS)

·        علائم شکمی تحریک پذیر

·        وابستگی عمیق

·        فوبیا ها

·        اختلال در خوردن

·        درد مداوم

·        الگوهای خواب نامنظم

·        مشکلات جنسی

·        مشکلات مدیریت عصبانیت


در حالی که CBT همانند سایر روش های درمانی، برای درمان تعداد زیادی از مشکلات سلامت روانی کاربرد دارد، مزایا و نتایج درمانی مربوط به آن در زمانی به میزان حداکثری می رسند که افراد درمانجو از فرآیندهای درمانی به صورت کامل پیروی کنند و آنها را انجام دهند.


تاریخچه روش درمانی رفتاری – شناختی

دکتر آلبرت الیز[2] برای اولین بار رهیافت عقلایی درمان خود را در سال 1957 و در همایش مربوط به انجمن روان شناسی آمریکا ارائه کرد. برخلاف روش های درمان روان کاوی اولیه که بر اساس آموزش و عمل بودند، الیز از نبود کارآمدی و اثربخشی در تحلیل کلاسیکی و روان درمانی مربوط به روان کاوی ناراضی بود. الیز با این عقیده فروید که نیروهای عقلای می توانند تاثیر قابل توجهی بر تفکرات و رفتار فرد بگذارند، موافق بود. در نهایت وی بر این عقیده معتقد شد که این نیروها، به دلیل تضادهای ناآگاهانه مربوط به دوران اوایل کودکی نمی باشند. بر اساس گفته های الیز، وی افراد درمانجوی زیادی را مشاهده کرد که با وجود اینکه یک شناخت خوبی را از تجارب کودکی و فرآیندهای غیر آگاهانه داشتند، ولی همچنان نتوانسته بودند مشکلات خود را حل کنند. این مشاهدات الیز را به تفکر فرو برد و وی تصمیم گرفت تا به صورت مستقیم، سیستم اعتقادی و باور های افرادی که تفکرات غیر عقلایی دارند را به چالش بکشد. وی افراد درمانجو را تشویق کرد تا بصورت فعال، برای مقابله با این فروض غیر عقلایی تلاش کنند.


در همین دوران، آرون بک رهیافت درمانی خود را توسعه می داد. بک هم همانند الیز دانشجوی گرایش روان کاوی بود. با این وجود، شواهد وی از کار تجربی بر روی خواب ها و موارد خیالی باعث شد که بک از روان کاوی فاصله بگیرد تا بتواند نظریه شناخت را تنظیم کند. بک مشاهده کرد که با آموزش افراد درمانجو برای تحلیل و تست شناخت های ناسازگار آنها، نگرش ها و احساسات آنها تقویت می شود و به وضعیت بهتری می رسد. بعد از آن نظریه شناخت توجه جهان را به خود جلب کرد و فعالیت های تحقیقی زیادی در این زمینه صورت گرفت. به دلیل اینکه این رهیافت شامل مولفه های رفتاری مختلفی می باشد، در حال حاضر به اسم روش درمانی رفتاری – شناختی شناخته می شود.


باید ذکر شود که علاوه بر الیز و بک، افراد دیگری هم بودند که کارهای پیشبردی مهمی را در زمینه CBT انجام دادند که منجر به توسعه و شهرت جهانی این روش درمانی گردید. برخی از این افراد عبارتند از ماکسی مالتزبی[3]، میشائیل ماهونی[4]، دونالد میخنبوم[5]، دوید بورنز[6]، مارشا لینهانف[7] و آرتور فریمن[8].


چه کسانی درمان رفتاری – شناختی را ارائه می دهند؟

بسیاری از متخصصان سلامت روان از روش درمان رفتاری – شناختی به عنوان اولین راهنما در دوره های درمانی منظم خود استفاده می کنند. همچنین تعدادی از درمانگران دیگر هم از تکنیک های CBT در کنار سایر روش های درمانی استفاده می کنند.


برای پزشکان و درمانگرانی که می خواهند به دوره های آموزشی درمان رفتاری – شناختی مراجعه کنند، برنامه های آموزشی و گواهی نامه ای زیادی وجود دارد. انجمن ملی درمانگران رفتاری – شناختی (NACBT)، که در سال 1995 در ویئر تون، ویرجینیای غربی ایجاد شد، یکی از شناخته شده ترین سازمان های CBT می باشد و چهار نوع گواهی نامه را برای درمانگران رفتاری – شناختی ارائه می دهد که عبارتند از:


·        درمان رفتاری – شناختی

·        درمانگر رفتاری – شناختی مجاز

·        درمانگر گروه رفتاری – شناختی مجاز

·        مدیریت کننده گروه رفتاری – شناختی مجاز


عالی ترین گواهی نامه ای که توسط NACBT ارائه می شود، دیپلم درمان رفتاری – شناختی می باشد. انجمن درمان رفتاری – شناختی (ACT) یکی دیگر از سازمان های شناخته شده ای است که دوره های آموزشی و گواهینامه ای را در زمینه درمان شناختی ارائه می دهد. هر چند که گواهی نامه های ارائه شده توسط ACT و NACBT نشانگر سطوح بالای آموزش تخصصی در CBT می باشد، ولی درمانگرانی که از روش CBT استفاده می کنند نیاز به گواهی نامه خاصی ندارند.


نگرانی ها و محدودیت های مربوط به روش درمانی رفتاری – شناختی

CBT روشی نیست که بتواند در زمان محدود و کم منجر به رفع مشکلات سلامت روانی فرد شود. درمانگران باید برای استفاده از این روش دارای تخصص قابل توجهی باشند و درمانگران زمانی به بیشترین منافع از این روش درمانی دست می یابند که به طور کامل در برنامه های درمانی آن شرکت کنند. همچنین، افراد دارای نیاز های سلامت روانی پیچیده و خاص، همانند افرادی که با آسیب های طاقت فرسایی سر و کار دارند، ممکن است نتوانند در فرصت زمانی کم از تکنیک های درمانی رفتاری – شناختی بهره مند شوند و بهبود در وضعیت خود را تجربه کنند. در برخی موارد، نیاز است که قبل از شروع کار شناخت، مشکلات عاطفی فرد به دقت شناسایی شوند.


همچنین افرادی هم که بدون داشتن تعریف مشخص از علائم و مشکلات، دارای حس ناراحتی نامشخصی هستند، ممکن است موفقیت کمتری در درمان رفتاری شناختی داشته باشند. علاوه بر آن، افرادی که در مدت زمان طولانی با مشکلات سلامت روان، همانند علائم شکمی طاقت فرسا یا علائم خستگی مزمن سر و کار دارند، می توانند برای مقابله بهتر با این مشکلات از روش CBT استفاده کنند ولی علائم فیزیکی مربوط به این مشکلات، نمی تواند با استفاده از CBT از بین برود.


در نتیجه، CBT می تواند به افراد درمانجو کمک کند تا الگوهای فکری و رفتارهای مثبت تری داشته باشند. ولی ممکن است این افراد بدون استفاده از روش های درمانی مرسوم نتوانند که به بینش عمیق تری نسبت به ابعاد روان شناختی و عاطفی رفتار خود دست یابند.


منبع: دادخواه، یاسر، روش های کاربردی خانواده درمانی شناختی ، 1398، تهران




برچسب ها: روش CBT، مشاوره خانواده، تکنیک مشاوره خانواده، درمان رفتاری شناختی، خانواده درمانی،  
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 3 اردیبهشت 1398 توسط Dr Gholami | نظرات()
آیا شما از مردانی هستید که فکر می کنید با ازدواج دوم موفق خواهید شد؟

قبل از گرفتن یک زن دیگر کمی فکر کنید.

در مقاله ای با عنوان چگونه با هوو کنار بیاییم ما درباره این صحبت کردیم.

اگر شوهر شما می خواهد دوباره ازدواج کند، مطمئنا هدف ما این نیست که او را منصرف کنیم، اما اگر این مشکل باشد، باید به نحوی بر آن غلبه کرد.

طلاق همیشه راه خوبی نیست، به خصوص اگر شما یک کودک داشته باشید.
اما در این مقاله، ما با افرادی صحبت می کنیم که فکر می کنند با ازدواج دوم زندگی خوبی خواهند داشت

صحبت از اختلالات اضطرابی و توصیف درمان ها و رویکردهای درمانی است.

کسی فکر نمی کند که نویسنده قصد دارد اختلال اضطرابی را گسترش دهد، یا اینکه خواندن این مقالات باعث نوعی بیماری در جامعه می شود.

همین امر برای مرد در مسائل و اختلالات دیگر مانند وسواسی، مشکلات در رابطه با والدین، مشکلات ارتباطی زوجین و غیره درست است.

یادداشت ها و مقالات عمدتا برای افزایش آگاهی عمومی و همچنین ارائه استراتژی برای کاهش گسترش یا تهدید در سطح جامعه طراحی شده اند.

اما این توضیح به برخی مسائل دیگر اعمال نمی شود.

تعدد زوج ها و اقدام مرد به تجدید ازدواج، تنها مسئله حساسی است که ما می خواهیم از هر طرف آن را بررسی کنیم.

برخی حساسیت بیشتری دارند و تصور می کنند که نویسنده این مواد قصد دارد آن را تبلیغ کند اما این گونه نیست.

البته این کاملا طبیعی است. ماهیتا خانم ها نمی توانند چندین زوج را تحمل کنند و بنابراین، با اندکی خواندن این موضوع، حساس تر می شود.

هرگز ازدواج دوم یا همسر مجدد نکنید، مگر...
هرگز ازدواج دوم یا همسر مجدد نکنید، مگر…

اگر یک مرد تصمیم بگیرد ازدواج مجدد کند، ابتدا باید همسر اول این مسئله را قبول کند.
امروز در این مقاله، مهارت هایی را که مردانی که قصد ازدواج دارند و همچنین همسرانشان، باید ابتدا یاد بگیرند تا به عنوان رویدادهای تلخ در جامعه شناخته نشوند، توصیف می کنیم.

مشاور خانواده معتقد است که اگر یک مرد تصمیم گرفته ازدواج کند، ابتدا باید همسرش این مسئله را قبول کند.

تست میزان هات بودن توان جنسی شما به چه میزان است؟
تست میزان هات بودن / توان جنسی شما به چه میزان است؟
3 دیدگاه/سپتامبر 7, 2018
ادامه مطلب ...
دلایلی که شما تصمیم گرفته اید تا ازدواج دوم بکنید را به او بگوئید
اگر یک مرد بتواند با اولین همسرش صحبت کند و با او درباره کمبودها یا مشکلات صحبت کند، ممکن است دیگر نیازی به ازدواج مجدد نداشته باشد.

اما اگر مسئله با گفتگو حل نشود یا نتواند به طور کلی حل شود، به عنوان مثال، پای فرزندی در میان باشد و شوهر تصمیم بگیرد که ازدواج کند.

باید با همسرش درباره مشکلاتش بگوید و اعلام کند من فقط می خواهم با زن دیگری ازدواج کنم و من دوست ندارم زندگی ام را از بین ببرم.


در نهایت، فروپاشی زندگی به زوج ها و کودکان بسیار آسیب می زند.

شوهر باید از همسر اولش بخواهد با همسر دوم زندگی کند و تعامل مثبت داشته باشد.

مرد باید عدالت را بین دو همسرش برقرار کند، که برای مدیریت بسیار حساس و دشوار است.

چنین مردانی باید توانایی فیزیکی و ذهنی بالایی داشته باشند تا از مشکلات این نوع زندگی ها رهایی یابند.

این مدیریت با به اشتراک گذاشتن زمان با همسران آغاز می شود و همچنین تقسیم عشق بین زن های مختلف.





برچسب ها: ازدواج دوم، طلاق، همسر مجدد،  
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 4 اسفند 1398 توسط Dr Gholami | نظرات()
امروزه وجود مشکلات اقتصادی برخی استانداردهای ازدواج و انتخاب همسر را برای برخی از افراد تغییر داده است.

شاخص های اقتصادی جای ارزش های اخلاقی را گرفته و آن ها را دستخوش تغییر کرده است.

در واقع، بعضی از جوانان به جای تلاش برای از بین بردن مشکلات اقتصادی، به دنبال ازدواج با یک فرد ثروتمند با یک وضعیت اقتصادی مطلوب هستند.

ازدواج برای پول
شیوع تصور غلط در میان جوانان این است که اگر من با یک همسر ثروتمند یا تحصیل کرده از موقعیت اجتماعی مناسب ازدواج کنم، می توانم تمام واقعیت های تلخ در گذشته را فراموش کنم.

از جمله فقر اقتصادی، فقر فرهنگی و بی سوادی والدین، فقدان موقعیت و جایگاه اجتماعی کاملا مناسب و ایجاد یک تحول جدید در زندگی فعلی.

این موارد منجر به نادیده گرفتن معیارهای اخلاقی و شخصی از طرف افراد قبل از ازدواج و وضعیت مالی و اقتصادی به عنوان اولویت مهم می شود.

به یاد داشته باشید که بدون توجه به معیارهای اصلی برای انتخاب همسر، و همچنین عدم احساس خوب، و تنها از نظر مادی گرایی و صرفا برای پول، ازدواج با یک فرد بدون شک منطقی نیست و قطعا اشتباه است.

با این حال، نکات زیر به شما کمک می کند تا انتخاب های دقیق تر و تصمیمات آگاهانه تر را بگیرید.

اگر بخاطر پول ازدواج کنید فقیرتر می شوید؟ چرا؟
اگر بخاطر پول ازدواج کنید فقیرتر می شوید؟ چرا؟ مشاورانه

خواستگار شما تا چه میزان خودساخته بوده است؟
اگر خواستگار شما یک ماشین با کیفیت بالا داشته باشد، یک خانه مسکونی مستقل و امکانات رفاهی برای شروع یک زندگی مشترک خوب است.

اما همیشه یک سوال مهم وجود دارد: به چه میزان خود فرد در دستیابی به چنین امکاناتی تلاش کرده است؟

آیا تمام آنچه که کسب کرده است، نتیجه تلاش، یک راه قانونی و استقلال مالی است یا اینکه تمام سرمایه لازم را از خانواده اش به ارث برده است؟

از سوی دیگر، بسیاری از جوانان، اگرچه در حال حاضر وضعیت مالی کاملا مطلوب ندارند، می توانند پیش بینی آینده را با دقت بررسی کنند.

با این توضیح، اگر شما با استفاده از توانایی های خود و یا سطح آموزش و تحصیلات و توانایی های خود، به دنبال پول باشید.

می توانید نتیجه گیری کنید که این از شما یک شخصیت مستقل و قابل اعتماد که قادر به پیشرفت است می سازد.

تست روانشناسی جنسیتی آیا نیاز به ازدواج دارید
تست روانشناسی جنسیتی : آیا نیاز به ازدواج دارید؟
8 دیدگاه/سپتامبر 11, 2018
ادامه مطلب ...
اهمیت استقلال مالی
مهمترین عواقب ناشی از عدم استقلال مالی و وابستگی اقتصادی به خانواده همسر، ایجاد یک محیط مناسب برای دخالت خانواده در امور خصوصی زوج ها است.

از جمله نحوه استفاده از پول، خرید و …، حس تحقیر ناشی از سرزنش و رفتارهای خانوادگی است که اغلب با مقایسه یکی دیگر از اعضا که از لحاظ مالی مستقل از والدین است همراه می شود.

فروپاشی مرزها، تضعیف تدریجی اعتماد به نفس زن و شوهر، افزایش میزان تنش بین زنان و شوهران با توجه به مداخله های خانوادگی، استرس دائمی ناشی از این واقعیت است که به هر دلیلی، خانواده از ما حمایت مالی نمی کند.

در بعضی موارد، دیده شده است که خانواده همچنان به حمایت از فرزند خود برای جدا نشدن از همسرش ادامه می دهند.


اگر به خاطر ثروت نبود، هرگز با شما ازدواج نمی کردم
مطمئنا به طور غیرمنتظره، در انتخاب هایی که تنها بر اساس پول طرف مقابل است، با کوچک ترین ناراحتی که در افراد ثروتمند اتفاق می افتد، قدرت ازدواج و انگیزه برای ادامه زندگی نیز کاهش می یابد.

ایده ای بد نیست که یک سوال مهم را مطرح کنید:
اگر این فرد در اینده ای نزدیک تمام ثروت و رفاه خود را از دست داده، یا خانواده اش حمایت مالی شان را از او سلب کنند، آیا من همچنان با او زندگی می کنم؟
آیا او حداقل ویژگی های لازم برای شروع یک زندگی مشترک مانند ایمان و اخلاق، یک خانواده سالم، سلامت و ثبات شخصیت، زیبایی نسبی و سلامت جسمی، یک فاصله سنی مناسب، و … را دارد؟
قلبا مرا دوست دارد؟
آیا اختلاف نظر بین ما با کوچکترین نوسان در ثروت او به وجود می آید؟
دخترانی که همسرشان را صرفا به عنوان ابزاری برای دستیابی به رویاها، رفاه و کمبودهای زندگی خود و صرف هزینه های مالی در زندگی مشترک بر می گزینند نه تنها به همسرشان بلکه همچنین آسیب جدی روانی به خود می زنند.





برچسب ها: ازدواج، عشق به خاطر پول، عشق اینترنتی،  
نوشته شده در تاریخ شنبه 3 اسفند 1398 توسط Dr Gholami | نظرات()
(تعداد کل صفحات:112)      1   2   3   4   5   6   7   ...  

درباره وبلاگ
وبلاگ برتر مشاوره خانواده
» پست الکترونیک
» تماس با مدیر
» RSS
» ATOM
موضوعات
مطالب اخیر
آرشیو مطالب
نویسندگان
پیوند ها
پیوند های روزانه
ابر برچسب ها
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو